بعضی از زخم ها باید باز باشند تا با سوزششان بشود خاطره بازی کرد و التهاب شان تا مغز استخوان را بسوزاند. انگار پشت دستت داغ بگذاری، که باید از آدم ها ترسید.از همین آدم های ساده ای که توی صف نانوایی بر
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور
منتظر آسانسور ایستاده بودیم،سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد.تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگتر بود و جدیدتر به نظر می آمد، سفت و محکم بین انگشتانش خودنم
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور
آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند،که حرفهای عاشقانه نمیزنند،چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنیآدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند..اما عاشقشان میشوی!ناخواسته دلت برایشان میرود…این آدمها فقط راست میگویندراست می
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور
با خيليا نبايد مهربون باشى.مهربونى زياد دلو ميزنه، سوتفاهم ايجاد ميكنه.يهو طرف فكر ميكنه اتفاق خاصى براش افتاده كه دارى اينقدر بهش محبت ميكنى.آره ..خيليا رو بگذارين تو غار خودشون بمونن.آدماى صادق م
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور
انقدر دلتنگم که گر دنیا را،با تمام وسعتش،با همه ی متعلقاتش،با همه ی روشنی روزش،با تمام خوشی هایش به من بدهند،باز دلتنگم...دلتنگ روزهای با تو بودن،دلتنگ لحظه های به آغوش کشیدنت،دلتنگ اذیت های بچه گا
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور
تو خودت میدانیکه من را ب خودم سخت بدهکاری عزیزمن اگر تنها شدمن اگر رسوا شدهمه پای دل تو بود ک بازباز کردی ب دلم،پای این احساس راباز کردی ب دلم،پای یک عشق دروغین و خودت سخت مشغول کسی شدی که دنیایتب
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور
حالم خوب است ،اما گذشته ام درد ميكند ...گذشته ام ، گاهي تا هميشه فرياد مي كند ...و آرامعكسهاي يادگاري رابر دلم مي كوبد ...گذشته ام مي شكندمي پوسداما نمي ميردگذشته ام كودك استگاهي حالش خوب استگاهي ب
برچسب:
نویسنده: حامد صالحپور